مؤلف مجهول
6
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
را گويند كه خلق از سياست وى ترسان و هراسان باشند ، از آن است كه مشايخ اويسى رضوان الله تعالى « 1 » به سياست باشند ، چنان كه قوت باصره در بصيرت « 2 » ايشان وهم است كه از قوهء خود بازماند و كار نتواند كرد ظاهرا و باطنا . يعنى بصيرت اهل ظاهر « 3 » در عالم ظاهر « 4 » ، و قوت باطن اهل باطن در عالم باطن « 5 » ، و سياست ايشان ازآنجهت است كه مولى بر ايشان لحظهلحظه به صفت قهاريت تجلى كند ، كه صفت قهر موجب سياست است « 6 » . و محل ظهور اين صفت نيز به صفت قهر در نظر آيد ، و از « 7 » قهر سياست برخيزد . و از سياست ترس پديد آيد ظاهرا ، و ليكن چندين لطف در ضمن اين قهر مضمر بود . كه در تحت عد « 8 » در نيايد . اين معنى را كسى داند كه « 9 » اويسى بود . مقصود از اين كلام آنست كه درويش من حيث انه كه درويش است و داعيهء وصل مقصود و حصول مطلوب دارد ، ازين سياست در ترس نشود و هراسان نگردد ، و جهد كند كه خود را در ميان ميدان اين ميدانيان دراندازد ، تا رقص و سماع اين ميدانيان را ببيند و تقليد كند ، و جرعه ( اى ) از جام « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ » در ميكدهء « قالُوا بَلى » [ الاعراف : 172 ] « 10 » شنيده ، از دست ساقى « وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً » [ الانسان : 21 ] بچشد ، تا در سلك اوليائى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى داخل شود . اى درويش ! سعادت مر آن « 11 » درويش را كه از جماعت اين طايفه شود . اما سخن از " ياى " ثانى گفته نشد ، زيراكه ياى نسبت است كه از جهت مناسبت الحاق كرده شده است تا معلوم شود كه اين طايفه نسبت به كجا دارند ، و دم از كجا مىزنند ، و سخن از كجا مىگويند . اما بعد ، بدانكه مشايخ اويسى بر سه قسماند . بر وجه انتخاب ، اما فى الحقيقة بر دوازده قسماند . چونكه از اول كلام « 12 » بر وجه انتخاب رانده آمد اقسام مشايخ نيز منتخب « 13 » بر سه قسم گشت : اول رسوميه ، دوم الوهيه ، سوم علويه . اما رسوميه طايفه ( اى ) را گويند كه به رسم اولياء ظاهر در عالم ملك و شهادت بوده باشند و كار كنند در كارخانهء عالم ظاهر ، و مريد گيرند و پرورند ، و مسالك سير كنند و فرمايند ، و طى مقامات معروفه در كار دارند ، و گذرند و گذرانند ، و به مقصود رسند و رسانند ، و ليكن تربيت از جاى ديگر
--> ( 1 ) - ب ، ت : + عليهم اجمعين ( 2 ) - ب : قوت در بصر ايشان ( 3 ) - ب : - ظاهر ( 4 ) - ب : - ظاهر ( 5 ) - ب : - اهل باطن . . . باطن ( 6 ) - ب : - است ( 7 ) - ب : - از ( 8 ) - ب ، ت : عدد ( 9 ) - ب : - كه ( 10 ) - الف ، ت : + و ربنا ( 11 ) - ب : بر آن ( 12 ) - ب ، ت : + را ( 13 ) - ب : - منتخب